محمد تقي جعفري
18
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
و به هر ورزش و رياضتى كه مرا نيرو و نشاط مىبخشيد مبادرت مىورزيدم و به خود عادت مىدادم كه به هنگام ظهور هر ناملايم و محروميتى صبر و طاقت داشته باشم . و اين همه در نظر من عبارت بود از سلوك در راه كمال و البته اين جمله در آغاز به خاطر كمال اخلاقى بوده و ليكن بعد كمال به طور كلى يعنى مطلقاً ميل به بهتر شدن ، جانشين آن شد و مقصود من از بهتر شدن بهتر شدنى بود كه مردم مىپسنديدند نه آن كه خدا مىپسنديد يا خود مىپسنديدم . ديرى نگذشت كه اين ميل و كوشش به شهوت قوىتر شدن از ديگران تبديل يافت يعنى شهوت و شهرت و امتياز و ثروت بيشتر از ساير مردمان داشتن . » ( 1 ) « عالم به طور كلى رو به تكامل است و در اين تكامل ما متفكرين سهمى به سزا داريم . در بين متفكرين نيز ما شاعران و نويسندگان و هنرمندانيم كه بزرگترين تأثير را داريم ، چه كار ما تعليم و تربيت بشر است . » ( 2 ) « اين اعتقاد در معناى شعر و ادب و تكامل حيات ، در حد خود مذهبى بود و من يكى از مجتهدين اين مذهب بودم و البته مجتهدى چنين مذهبى بسيار دل پسند و بسيار سودمند بود . » ( 3 ) « همه چيز رو به كمال است و من هم با آنها رو به كمال مىروم . اما اين كه چرا من با ديگران سالك طريق كمالم ؟ نكته اى است كه شايد بعدها دانسته شود و من بدين بيان اعتقاد آن روز خويش را معين و مشخص ساختم . » ( 4 ) « در حقيقت من همه وقت گرد يك مسئلهء لا ينحل حيرت زده مىگشتم و
--> ( 1 ) اعتراف ، تولستوى ، ص 8 - 9 . . ( 2 ) همان مأخذ ، ص 11 . . ( 3 ) همان مأخذ ، ص 11 . . ( 4 ) همان مأخذ ، ص 17 . .